تبلیغات
کاروان حج20003-اهواز - کامپیوتر مغزم در نگاه اول به خانه خدا هنگ کرد

در نگاه اول به خانه خدا، راستش به ذهنم همه چیز رسید و هیچ چیز نرسید؛ یک جورایی آدم گیج و گنگ است و نمی داند که برای خودش دعا کند، ذوق کند یا گریه کند یا ... به تعبیری هنگ کردم و اصلا کامپیوتر مغزم بالا نمی آمد

جواد خفری زائر خانه خدا از تهران است که در هتل کریستالات الاصیل مستقر است در داخل صحن مسجد الحرام مشغول نگاه کردن به خانه خدا بود که در کنارش ایستادم و خواستم که چند دقیقه ای با او به گفتگو بنشینم.


ارزیابی اش از برنامه های اجرا شده در طول سفر مثبت بود و گفت : هم اجرای اعمال و هم پس از آن رفع اشکال و کنترل اعمال در هتل بسیار مفید بودالبته در شب ولادت پیامبر (ص)و امام صادق(ع) و تقارن آن با 22 بهمن نیز جشنی برقرار شده بود که هرچند دیر به آن رسیدم ولی همسرم که شرکت کرده بود، راضی بود.


وی معتقد است که همه آنچه که فکر می کردیم انجام شده است و در مجموع نقصان خاصی را ندیدم چرا که روحانی ما خیلی خوب عمل کردند و به تعبیری سنگ تمام گذاشتند مخصوصا در مدینه که توضیحات مبسوطی را ارائه دادند چه در جلسات کاروان و چه در دوره ها که خودشان مکان های خاصی را اضافه کردند.


این زائر جوان ادامه داد: صحبت های حاج آقا پربار بود و به عبارت دیگر روتین نبود و می توان گفت بسیار جامع صحبت می کردند چه از نظر تاریخ اسلام و چه از فلسفه و حکمت اعمالی که انجام می دهیم .


وی افزود: همیشه دعا می کردم که در این سفرها روحانی و مدیر کاروان خوبی داشته باشیم که البته اینطور شد و کادر اجرایی کاروان هم خوب عمل کردند حتی معاون کاروان ما مداح است و سنگ تمام گذاشت.


خفری در رابطه با حال و هوای این سفر روحانی خاطرنشان کرد: مدینه حال داد و حالمان را گرفت مخصوصا در بقیع که انسان وقتی وارد این فضا می شود، هم  احساس حضور و شوق دارد و هم از این همه غربت دلش می گیرد.  در صحن مسجد النبی روبروی گنبد سبز هم حال هوای خاصی برای من داشت هرچند شاید خیلی ها معتقد باشند که داخل مسجد و نزدیک ضریح و قبر پیامبر (ص) بهتر باشد ولی برای من روبروی گنبد سبز صفای دیگری داشت.


وی ادامه داد: در مکه هم مشخص است که روبروی کعبه آن هم زمانی که برای همه همینطور است یعنی زمان اولین ورود به خانه خدا و دیدار کعبه است.
از او می خواهم که آنچه در اولین حضورش خواسته است را بیان کند که می گوید: راستش به ذهنم همه چیز رسید و هیچ چیز نرسید؛ یک جورایی آدم گیج و گنگ است و نمی داند که برای خودش دعا کند، ذوق کند یا گریه کند یا ... به تعبیری هنگ کردم و اصلا کامپیوتر مغزم بالا نمی آمد، هول کرده بودم در حالی که قبل از آن کلی مرور کرده بودیم که چه بگوییم و چه نگوییم و خانمم هم می پرسید که اولین چیزی که می خواهی چیست و من هم مانده بودم. خیلی ها التماس دعا گفته بودند خودم هم یه چیزایی می خواستم ولی هیچ کدام بر زبانم جاری نمی شد.


وی در ادامه به نقلی از روحانی کاروانش می پردازد و می گوید: به قول حاج آقا اینکه می گویند برای کسی که اولین بار کعبه را ببیند سه حاجت خدا می دهد، یک حرف عامیانه است چون کرم خدا بقدری زیاد است که هرچه از او بخواهی از خزانه کرمش عطا می کند به همین دلیل بیایید حداقل برای 40 مومن دعا کنید و بعد برای خودتان دعا کنید و وقتی آمدم داخل مسجدالحرام مانده بودم که به این حرف ها عمل کنم یا ذوق کنم یا کار دیگری انجام دهم.

این زائر جوان که همراه همسرش به این سفر امده است تصریح می کند: این احساسی است که برای هرکس مختص به خودش است و نمی توان گفت که همه یک احساس مشترک دارند و بستگی به خواسته ها و ذوق و شوقی که برای آمدن داشته است، دارد که هر کس عکس العمل متفاوتی از خود نشان می دهدمثلا  یکی گریه می کند و یکی می خندد و این متفاوت است ولی  من ترکیبی از این ها را داشتم.